نماز جمعه ی مورخ ۹۶/۱۱/۲۷ مهرشهر به امامت امام جمعه ی محترم مهرشهر حجت الاسلام والمسلمین یداله رضائی برگزار شد . دفتر امام جمعه ی مهرشهر     سال اقتصاد مقاومتی-تولید و اشتغال برشما مبارک باد    بسم الله الرحمن الرحیم "اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا" خدایا، در این لحظه و در تمام لحظات، سرپرست و نگاهدار و راهبر و یاری گر و راهنما و دیدبان ولیّ‏ات حضرت حجّه بن الحسن- که درودهای تو بر او و بر پدرانش باد- باش، تا او را به صورتی که خوشایند اوست [و همه از او فرمانبری می‏نمایند] ساکن زمین گردانیده، و مدّت زمان طولانی در آن بهره‏مند سازی
 
 
 


دفتر امام جمعه مهرشهر

مناسبت های امروز ( هجری قمری)

۱– نجات حضرت یوسف (ع) از زندان ( پیش از ولادت پیامبر اکرم (ص)

تاریخ وقوع: ۳ محرم


یوسف‌ علیه‌السلام به جهت عدم خیانت به زن عزیز مصر چندین سال زندانى شد. رفقاى او که در زندان بودند، خوابى دیدند و یوسف علیه‌السلام خواب آنان را چنین تعبیر کرد: یکى را فرعون به قتل مى‌رساند و دیگرى آزاد مى‌شود. یوسف علیه‌السلام به شخصى که آزاد مى‌شد، فرمود: نزد فرعون از من یاد کن تا از زندان آزاد شوم.
اتفاقاً آن شخص آزاد شد، ولى سفارش یوسف علیه‌السلام را فراموش کرد. چندین سال از این ماجرا گذشت. شبى فرعون خوابى دید، معبرین تعبیر خوبى نکردند. زندانى آزاد شده به یاد یوسف علیه‌السلام افتاد و به فرعون گفت: من کسى سراغ دارم که در تعبیر خواب مهارت دارد. نزد یوسف علیه‌السلام رفت، یوسف علیه‌السلام خواب فرعون را تعبیر کرد، او تعبیر یوسف علیه‌السلام را به فرعون رسانید. فرعون گفت: این شخص مردى برجسته و داناست، او را نزد من آورید و یوسف علیه‌السلام از زندان آزاد شد.
یوسف علیه‌السلام در مصر وفات کرد، مردم با یکدیگر بر سر این که او را در چه محلى دفن کنند، منازعه مى‌کردند. هر کسى دوست داشت او را در محل او دفن کنند تا محله‌اش برکت یابد. آخرالأمر او را در صندوقى از مرمر در نیل دفن کردند و آب را روى آن جریان دادند تا به تمام اهل مصر برسد که در برکت و خیر شریک شوند. موسى علیه‌السلام موقع خروج از مصر استخوان‌هایش را برداشت و نزد پدر خود دفن نمود.
مشهور است که مجموعه زندان یوسف علیه‌السلام ۱۲ سال بود، ۵ سال قبل از ماجراى تعبیر خواب و ۷ سال پس از آن. ولى بعضى گویند ۷ سال بود. ناگفته نماند که کاغذ را آن حضرت به وجود آورده و تا آن زمان بر آجر مى‌نوشتند.

منبع: پایگاه دانشنامه اسلامی


۲- نامه امام حسین (ع) برای اهل کوفه ( ۶۰ هجری قمری )

تاریخ وقوع: ۳ محرم

در سوم محرم سال ۶۰ هجری امام حسین علیه‌السلام براى بزرگان کوفه نامه‌اى نوشتند و آن را به قیس بن مسهَر صیداوى دادند که به کوفه برساند. مأمورین در بین راه، قیس را گرفتند و پس از آن که او بر ضد یزید و ابن زیاد سخن گفت، او را به شهادت رساندند

منبع: پایگاه دانشنامه اسلامی

۳- ورود عمر بن سعد به کربلا ( ۶۱ هجری قمری )

تاریخ وقوع: ۳ محرم

عمر بن سعد بن ابی‌وقاص که از معاریف کوفه و از هواداران بنی‌امیه بود، پیش از ماجرای خونین کربلا، حکم ولایت “ری” (شامل منطقه ری و بخش اعظمی از مناطق مرکزی و شمالی ایران) را از عبیدالله بن زیاد، عامل یزید بن معاویه در کوفه و بصره گرفته بود. ولی هنوز به این أمر اقدام نکرده بود که مخالفت امام حسین علیه‌السلام با یزید و حرکت وی به سوی کوفه پیش‌آمد کرد و همگان را به طریقی درگیر ماجرا نمود.

عبیدالله بن زیاد که از توانایی‌های عمر بن سعد در مبارزات و جنگ‌ها باخبر بود و وی را در میان هواداران بنی‌امیه، مناسب نبرد با امام حسین علیه‌السلام می‌دید به وی پیشنهاد فرماندهی سپاه رزمی خویش بر ضد امام حسین علیه‌السلام را داد و تنفیذ حکومت ری را مشروط به پایان بخشیدن ماجرای قیام امام حسین علیه‌السلام نمود.

عمر بن سعد در آغاز برای پذیرش این أمر مهم از خود تردید و دودلی نشان داد ولی در برابر تطمیع‌های شیطانی عبیدالله تسلیم و پیشنهادش را پذیرفت و فرماندهی سپاه یزید بن معاویه بر ضد امام حسین علیه‌السلام را بر عهده گرفت.

وی برای این منظور در رأس یک سپاه چهار هزار نفری از کوفه خارج شد و در سوم محرم سال ۶۱ قمری یک روز پس از ورود امام حسین علیه‌السلام به کربلا، وارد این سرزمین شد و از آن پس سپاه یک هزار نفری حر بن یزید نیز به او پیوست و در تحت فرماندهی وی قرار گرفت.[۱]

۱-  نک:بحارالانوار (علامه مجلسی)، ج ۴۴، ص ۳۸۴؛ مقاتل الطالبیین (ابوالفرج اصفهانی)، ص ۷۴؛ منتهی الآمال (شیخ عباس قمی)، ج ۱، ص ۳۳۳؛ الفتوح (ابن اعثم کوفی)، ص ۸۸۵٫

منبع: پایگاه دانشنامه اسلامی

۴- برکناری مستعین عباسی از خلافت ( ۲۵۲ هجری قمری )

تاریخ وقوع: ۳ محرم

پس از درگذشت “المنتصر بالله” (یازدهمین خلیفه عباسی)، دست‌اندرکاران نظام حکومتی و عناصر ذی نفوذ تشکیلات خلافت، مانند بُغای کبیر، بُغای صغیر، اوتامش، احمد بن خضیب و افرادی دیگر گرد هم آمده و درباره تعیین خلیفه‌ای جدید به مشورت پرداختند و تصمیم گرفتند که از فرزندان دیگر متوکل عباسی مانند معتز و مؤید کسی را برای این أمر نامزد نکنند و به جای آن‌ها از عموزادگانشان استفاده کنند.

بدین جهت، احمد بن محمد بن معتصم عباسی را بر تخت خلافت نشانیده و او را به “المستعین بالله” ملقب ساختند و با وی به عنوان دوازدهمین خلیفه عباسی بیعت کردند. آغاز خلافت وی مصادف بود با ۲۶ ربیع الاول سال ۲۴۸ قمری.

فرزندان متوکل عباسی که خود را سزاوار خلافت می‌دانستند، از این أمر دلگیر شده و به دسیسه و فتنه‌انگیزی پرداختند و افرادی را که مورد خشم و بی‌مهری خلیفه قرار می‌گرفتند به سوی خود جلب کرده و با وعده‌ها و تطمیع‌های فریبنده، آنان را در صف مخالفان خلیفه وقت قرار می‌دادند. بیش از چهار سال از خلافت مستعین نگذشته بود که شورش‌های زیادی از سوی مردم و یا سپاهیان خلافت در شهرهای مختلف، مانند دارالخلافه بغداد، أنبار، سامرا و مداین به وقوع پیوست و پایه‌های حکومتی مستعین را سست و لرزان نمود.

تا این که صاحب منصبان و دبیران و سران کشوری و لشکری، چون محمد بن عبدالله بن طاهر، بغای صغیر و وصیف با در نظر گرفتن شرایط حساس جامعه و موقعیت و مصالح شخصی خویش با طرفین گفتگو کرده و آنان را به سازش و یافتن راهکاری جدید فراخواندند.

پس از گفتگو با مستعین، وی را به خلع از خلافت و واگذاری آن به معتز عباسی در قبال دریافت پنجاه هزار دینار پول نقد و مقدار سی هزار دینار غله به طور سالانه وادار کردند و او نیز پس از برکناری از خلافت مجاز باشد در هر شهری از شهرهای حجاز، مکه، طایف و مدینه منوره اقامت گزیند.

مستعین هنگامی که خود را تنها یافت و همه اطرافیان و دوستان خود را طرفدار صلح و کناره‌گیری وی از خلافت دید بااکراه و اجبار آن را پذیرفت و پیمان‌نامه را امضا کرد و در روز سوم محرم سال ۲۵۲ قمری در حضور فقها، اُمراء، قضات و دبیران خود را از خلافت خلع و آن را به معتز عباسی واگذاشت.[۱]

بدین ترتیب، بار دیگر خلافت به فرزندان متوکل عباسی برگشت و سایه شوم ظلم و جنایت آنان بر سر مسلمانان به ویژه محبان اهل بیت علیهم‌السلام و علویان پاک‌نژاد، گسترده‌تر و عمیق‌تر گردید.

۱- تاریخ ابن خلدون، ج ۲، ص ۴۳۵ و ص ۴۵۰؛ تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۵۰۰٫

منبع: پایگاه دانشنامه اسلامی



[ موضوع ] : مناسبت های روز
کد: ۲۰۷۵
ن : محمد معارف وند
ت : سه شنبه, ۶ آبان ۱۳۹۳
 
 

  آدرس : مهرشهر - بلوار امام خمینی (ره) روبروی خیابان بوستان - مصلی نماز جمعه ی مهرشهر آدرس دوم : مهرشهر - انتهای بلوار چهار باندی - مصلی نماز جمعه ی مهرشهر تلفن تماس :3418500-0263 فکس : 3418501-0263  
 
از اینکه این سایت را برای مشاهده انتخاب کردید متشکریم مدیریت سایت